چهارشنبه ۱۸ مهٔ ۲۰۱۱

پاسخی به اتهامات


کمیته گزارشگران حقوق بشر - هفت مدیر پیشین جامعه‌ی بهایی در طول مدت بازداشت تا محاکمه‌ی خود با اتهام‌های بسیاری مواجه شدند. در این یادداشت سعی کرده‌ام به سه اتهامی که بیشتر از دیگر اتهامات مورد توجه و علاقه‌ی مسئولان قضایی جمهوری اسلامی بوده است را بررسی کنم.

جاسوسی

کافی است به معنای جاسوسی در دانشنامه‌ی آزاد ویکی‌پدیا نظری بی‌اندازید: جاسوسی کار بدست آوردن اطلاعات طبقه‌بندی شده بدون اجازه و اطلاع صاحب آن است.

بهاییان در طول تاریخ ۳۰ ساله‌ی جمهوری اسلامی از حضور در دانشگاه و داشتن مشاغل دولتی محروم بوده‌اند، همه جا بدون هراس، هرگاه از اعتقادشان سوال می‌شده است می‌گفته‌اند بهایی! پرسش اینجاست که جامعه‌ای که در طول ۱۶۰ ساله‌ی حیات خود همواره سرکوب شده است به چه نوع اطلاعات طبقه بندی شده دست‌رسی دارد؟ آیا جاسوسان سعی در پنهان کردن هویت خود ندارند؟ کدام جاسوسی خود را معرفی می‌کند؟ آیا اگر بهاییان جاسوس بودند حداقل نمی‌باید رو به «تقیه» می‌آورند؟

هفت مدیر جامعه‌ی بهاییان ایران موسوم به «یاران ایران» بعد از تعطیلی تشکیلات بهایی پس از اتقلاب اسلامی، با اجازه‌ی حکومت ایران به فعالیت می‌پرداختند. این‌ها چه جاسوسانی هستند که از کشوری که در آن به جاسوسی مشغولند اجازه‌ی فعالیت می‌گیرند؟ آیا هنوز کسی هست که نداند بهالله، پیامبر دیانت بهایی قبل از وجود دولت اسراییل و در زمانی که آن سرزمین تحت سلطه‌ای عثمانی بود به آن‌جا تبعید شد؟

آیا دیگر کافی نیست که هر روز بهاییان را جاسوس یک دولت بدانند؟ از ابتدای تاریخ دیانت بهایی دولت‌های ایران بنا به موقعیت و دشمنی به فراخور روز بهاییان را دشمن یک دولت دانسته‌اند. روسیه، انگلستان، آمریکا و اسرائیل از جمله‌ کشورهایی هستند که بهاییان به جاسوسی برای آن‌ها متهم شده‌اند.

و اما پرسش اصلی این‌جاست چرا در طول سه سال که از بازداشت مدیران جامعه‌ی بهایی ایران می‌گذرد، با وجود بازجویی‌های مداوم و سنگین، یورش غیرقانونی به خانه‌های ایشان و تفتیش منزل یک سند از جاسوسی این افراد منتشر نشده است؟ آیا اگر کوچکترین سندی به دست آمده بود، جمهوری اسلامی گوش فلک را با آن کر نمی‌کرد؟

توهین به مقدسات

مسئولین جمهوری اسلامی ادعا می‌کنند ارزش‌های اسلامی را پاس می‌دارند و مقدساتشان، مقدسات اسلامی است. با نگاهی کوتاه به آثار دیانت بهایی درمی‌یابیم که بهاییان شریعت اسلام را به عنوان یک دین و در ادامه‌ی ادیان دیگر می‌دانند. از همین رو مقدسات اسلامی برای بهاییان نیز دارای اهمیت است و توهین به مقدسات ایشان، توهین به مقدسات بهاییان نیز هست.

پس چگونه می‌توان گفت هفت مدیر جامعه‌ی بهاییان ایران به مقدسات توهین کرده‌اند و اصول مبنای مادی چنین اتهامی چه می‌تواند باشد؟

تبلیغ علیه نظام

در زمان حیات جمهوری اسلامی بیش از دویست و سی نفر از بهاییان اعدام شدند. در جریانی موسوم به پاک‌سازی همه‌ی بهاییان از دانشگاه‌ها و ادارات دولتی و کارخانه‌ها اخراج شدند و تا به امروز نه به دانشگاه بازگشته‌اند و نه به سر کارشان. با این همه مسئولان به این موارد قانع نشده‌اند. روزی نیست که در رسانه‌های حکومتی علیه دیانت بهایی حرفی زده نشود، به مقدسات بهاییان توهین نشود و به آمریکا و اسرائیل و انگلیس مرتبط نشوند. ویژه برنامه‌‌های تلویزیونی با عناوین «فرقه‌ی ظاله‌ی بهاییت و..»، «فرقه‌های صیهونیستی»، «بهاییت و دربار پهلوی» و... چه بسیار از صدا و سیمای جمهوری اسلامی پخش شده است.

هر سال کتاب‌های جدیدی برای آگاهی بخشی به جوانان مومن برای دوری از خطر بهاییت-!- چاپ می‌شود. روزنامه‌ی کیهان با خلاقیتی باور نکردنی هر روز یک نفر را با بهاییان در ارتباط می‌داند و اتهامی تازه برای بهاییان ایرانی می‌سازد. آن سایت حکومتی از عدم اعلام حکم اعدام برای «هفت سرشاخه بهاییت» ابراز تعجب می‌کند. علم‌الهدی، امام جمعه‌ی مشهد معتقد است باید این جاسوسان جنایت‌کار-هفت مدیر جامعه‌ی بهایی- و سربازان اسرائیلی را که خونشان به دست میلیون‌ها انسان بی‌گناه آلوده است را اعدام انقلابی کرد. آن یکی مرجع تقلید حکم می‌دهد از معامله و ازدواج با بهاییان حذر باید کرد. قوای دولتی با خرج ثروت ملی از هیچ کوششی فروگذار نمی‌کند تا بهاییان را دشمن ملت ایران داند، حالا منصفانه بگویید: چه کسی علیه چه‌کسی تبلیغ می‌کند؟

عبدالفتاح سلطانی، وکیل این هفت شهروند بهایی در مصاحبه‌ای در سال ۸۸ که با کمیته گزارشگران داشت، گفته بود: برای هیچیک از هفت اتهام مطرح‌شده در کیفرخواست هیچ عنصر مادی وجود ندارد. کیفرخواست صادرشده تنها شامل کلی‌گویی است و همانند بسیاری از پرونده‌های سیاسی، عقیدتی هیچ استدلال حقوقی در آن وجود ندارد.

حال سوال این‌جاست، به راستی دلیل واقعی بازداشت این هفت نفر و فشار روزافزون بر بهاییان ایران چیست؟ آیا گناه ایشان جز اعتقاد به دین دیگری است؟ و آیا پیگرد قرار دادن ایشان نقض آزادی وجدان و دین نیست؟

0 نظرات: